Recherche
15-12-2019
Accueil
Franais
فارسی Farsi
Archieve Francais
آرشيو فارسی
jahromisofreh.jpg
Google

Newsletter

Entrez votre adresse e.mail, une confirmation vous sera demande par mail
Merci de votre inscription




Administrator
Login Form
Nom d'utilisateur

Mot de passe

Se souvenir de moi
Perdu votre mot de passe ?
Statistics
Visiteurs: 698678
Teheran Forecast
Accueil arrow فارسی Farsi arrow سير و سفر arrow HOMAYOUN KHORRAM
 
HOMAYOUN KHORRAM Convertir en PDF Version imprimable Adresse Mail

مصاحبه با آقای مهندس همايون خرّم آهنگسازمعروف ايرانی

http://www.homayounkhorram.com

برای شنيدن اين برنامه روی عکس را کليک بفرمائيد

با چه انگيزه‌اي وارد دنياي موسيقي شديد.

من از خردسالي احساس جوشاني نسبت به شنيدن موسيقي هاي خوب داشتم .در حقيقت مادرم عامل موثري درايجاد اين احساس و علاقه در من بودند چون به موسيقي علاقه داشتند خصوصا دستگاه همايون را خيلي مي پسنديد و نام همايون را هم به همين دليل براي من انتخاب كرد. شنيدن موسيقي هاي متنوعي كه در آن زمان به صورت صفحه‌هاي گرامافون عرضه مي شد من را به حال زيبايي مي برد به ياد دارم مادرم در بازگشت از يكي از گردش هاي اطراف تهران يك ني‌لبك بسيار ساده براي من آوردند و من با همان ني‌لبك ساده در ظرف يك هفته موفق شدم آهنگ هايي را كه تا آن زمان شنيده بودم را بزنم. آن زمان براي طبخ غذا از چوب خشك استفاده مي كردند و من هر چوب صافي را كه پيدا مي كردم از زير ديگ بيرون مي كشيدم و سيم‌هايي به آن وصل مي كردم و سعي مي كردم به عنوان ساز از آن استفاده كنم. كسي كه در منزل ما كار مي كرد به مادرم گفت كه همايون هرچه چوب خشك داريم و براي كارمان بوده مي گيرد و تبديل به ساز مي كند مادرم از خانه بيرون رفت و وقتي برگشت يك ويلون براي من آورد من با اين ويلون ظرف چند روز توانستم اهنگ بزنم؛ تا اينكه يك روز خانمي كه با خواهر بزرگ من معاشرت داشت به منزل ما آمد من را در حال نواختن ديد به مادرم گفت به نظر من همايون استعداد دارد و حيف است اين استعداد حرام شود و بهتر اين است كه پيش استادي كار كند من آن زمان حدود 12 داشتم مادرم خيلي استقبال كرد و از ايشان خواست اگر كسي را مي شناسند معرفي كنند آن خانم استاد ابوالحسن صبا را معرفي كرد وقتي من به مكتب استاد رفتم به من نگاه كردند و گفتند باباجان ؛ اين لفظ را تا زماني كه سوليست اركستر صبا شدم تكرار كرد؛ گفتند باباجان دستت را ببينم و بعد گفتند برو از جايي كه آدرس مي دهم ويلون بگير من به نشاني كه داده بودند رفتم و ويلون چهارچهارم تهيه كردم يعني ويلوني كه براي يك آدم بالغ است وقتي من به مكتب رفتم و ويلون را زير چانه گذاشتم ويلون به اندازه خودم بود . بدين ترتيب موسيقي را خدمت استاد شروع كردم .ورود به مكتب استاد صبا نه تنها ورود به عالم  موسيقي بود بلكه  اين مكتب در حقيقت محلي براي دريافت و فراگيري  احساس در موسيقي بود مدتي گذشت كه  شرح آن مفصل است و آن را در كتاب خاطراتم كه در حال نوشتن آن هستم شرح داده ام. همين قدر به شما بگويم كه بعد از سه سال كه من خدمت استاد كار كردم روزي ايشان به من گفتند براي ورود به اركستر در روزنامه ها آگهي كرده اند ودر راديو هم اعلام كرده اند كه جواناني كه استعداد داشته باشند مي توانند به راديو بروند و امتحان بدهند ايشان  به من پيشنهاد دادند كه بروم و امتحان بدهم من تازه بعد از سه سال رديف دوم استاد بودم يعني رسيده بودم نوا با اين حال براي امتحان دادن رفتم در آنجا شوراي موسيقي تشكيل شده بود و آقاي ابراهيم منصوري آنجا بودند كه در آن زمان رئيس موسيقي راديو بودند تعدادي هم آمده بودند كه امتحان بدهند، همه جوان و جوياي نام . ما امتحان داديم و قرار شد 15 روز ديگر برويم و جواب بگيريم يك عده را انتخاب كرده بودند به من گفتند شما نمي خواهد در اركستر بزنيد بلكه فقط ساز تنها بزنيد و قرار شد يك روز براي اجراي برنامه بروم يادم است كه در آن هفته دو سه بار اعلام كردند جمعه شب برنامه را گوش كنيد يك نوازنده 14 ساله برنامه اجرا مي كند من بخاطر قدرداني از مادرم دستگاه همايون را انتخاب كردم چون مي دانستم مادرم خيلي به همايون علاقه دارد و رفتم و گوينده اعلام كرد كه همايون خرم نوازنده 14 ساله قطعاتي را در همايون مي نوازد نواختن همان و به طور جدي واردعالم موسيقي شدن همان. پدرم مردي فوق العاده آزاده بودند وقتي ديدند كه من وارد عالم موسيقي شده‌ام به من گفتند:"همايون نمي گويم كه موسيقي را جدي نگير يا ادامه نده ولي من اعتقاد دارم اگر موسيقي باعث شود كه از درس عقب بيفتي شايد بعدها خود موسيقي  تو هم لطمه ببيند و موسيقي تو به دريوزگي بيافتد." اين كلام متين پدر در من اثر كرد وسبب شد براي اينكه موسيقي را از دست ندهم درسم را خيلي جدي تر بخوانم به همين دليل هم ادامه دادم رشته رياضي خواندم و بعدهم مهندسي برق گرفتم. در به قول مولانا يك كار ، شغل تن است شغل تن من كارفني و مهندسي در سد كرج و جاهاي مختلف ديگر بود و شغل دل من هم موسيقي بوده و هست و انشاالله خواهد بود

شما هم حرفه مهندسي را ادامه داديد و هم موسيقي را ،روز را چگونه بين اين دو تقسيم مي كرديد

من اكثر اوقات درسم را كه مي خواندم لحظه اي كه احساس مي كردم خسته شدم ويلون را بر مي داشتم شروع به زدن مي كردم بعضي اوقات تمرينات را مي زدم و بعضي اوقات بطور آزاد مي زدم در سال‌هاي آخر دانشكده كه درسها خيلي سنگين بود و گاهي من احساس خستگي شديد مي كردم كتاب و جزوه را كنار مي گذاشتم و يك قطعه شور براي خودم مي زدم و واقعا بعد از آن احساس مي كردم شارژ شده‌ام و نيروي تازه اي يافته ام و بعد دوباره با شوق بقيه دروسم را مطالعه مي كردم

در نگاه شما موسيقي ايراني داراي تقسيم بندي خاصي هست يا خير؟

اساسا موسيقي ما درتقسيم بندي كلي به موسيقي بدون كلام و موسيقي باكلام تقسيم مي شود موسيقي بدون كلام اكثر اوقاتمجموعه اي از پيش‌درآمد ها و يا رينگ ها هست گاهي هم كساني مثل استاد روح الله خالقي و استاد خادم ميثاق تجسم هايي از طبيعت را به شكل موسيقي بدون كلام ارائه داده اند مثلا بهار را و طبيعت را با موسيقي تفسير كرده اند مثلا آقاي خالقي قطعاتي به نام رنگارنگ ساختند كه از همين دست است. خود من نيزتعداد زيادي پيش‌درآمد ساختم تعداد زيادي رينگ و قطعه ساختم كه فقط يك يا دو ساز يا يك اركسترمي نوازد بدون اينكه كلام داشته باشد موسيقي باكلام هم به دو قسمت تقسيم مي شود يك قسمت خواننده به صورت آواز يا به صورت آزاد مي خواند يعني در آنجا ريتم خاصي وجود ندارد كه مثلا بگوييم خواننده آواز را با ريتم دو چهارم مي‌خواند يا شش هشتم يا سه چهارم؛ اگرچه آواز هم براي درست اجرا شدن احتياج به يك ريتم دروني دارد يعني بعداز هر مكث شروع دوباره آواز با حساب كتاب‌هاي احساسي است در حقيقت كاملا آزاد است و به صورت علمي نمي توان اين مسئله را بيان كرد و ريتمي برايش ارائه داد اين موسيقي آوازي است يك شعر سعدي را مي گيرند و در دستگاه شور مي خوانند يا يك شعر حافظ را در مقام ابوعطا مي خوانند يك قسمت از موسيقي هست كه در حقيقت باكلام است ولي ريتم دارد كه همان اجراي ترانه ها و تصنيف است كه به دو نوع مي تواند اجرا شود يكي اينكه آهنگساز خودش بر روي كلام آهنگ بسازد مثلا يك شعر از حافظ را در نظر بگيرد و روي آن كار كند و آهنگي را كه با آن مناسبت داشته باشد براي آن بسازد؛ البته آن هم بحثي طولاني دارد شايد هركسي نتواند بر روي شعر آهنگي بسازد كه منطبق با آن باشد يك نوع ديگر هم اينكه آهنگسازروي احساسي كه پيدا مي كند آهنگي را مي سازد و بعد با شاعري در ميان مي گذارد تماس مي گيرد اين تماس باعث همدلي مي شود و با هم القاء احساس مي كنند و آهنگساز منظور حسي اش را به شاعر مي گويد، شاعر اين احساس را به كلام در مي‌آورد و اين دو سعي مي كنند كه بر روي سيلاب موسيقي با توجه به آن احساسي كه موسيقي القاء مي كند آن را به پا كنند. اين انواع تقسيم بندي است كه وجود دارد من در زمينه موسيقي با كلام كارهاي مختلفي دارم مثلا براي غزلي از آقاي ورزي شاعر غزلسراي خوش قريحه دو ماه كار كردم ولي هرچه سعي مي كردم آن چيزي كه مي خواستم نمي شد به عبارتي شعر و آهنگ برهم منطبق نبودند بعد از دو ماه كار شبي خواب بودم يك مرتبه ساعت 4 صبح احساس كردم باران نت مي بارد همان موقع شروع به نوشتن كردم و تا 9 صبح آنرا تمام كردم و آهنگي بود كه فوق العاده بر آن شعر منطبق بود من بي اختيار ياد شعر حافظ افتادم كه مي گويد:

" گرچه وصالش نه به كوشش دهند  هرقدر اي دل كه تواني بكوش"

آينده موسيقي اصيل ايراني را چگونه مي بينيد

موسيقي ما يك موسيقي ريشه دار است اين نيست كه امروز آمده باشد و فردا از بين برود اين موسيقي در مواقع مختلف دچار تغيير و تحول و حتي مشكل شده و گاهي اجتماع نسبت به آن بي‌مهري نشان داده و گاهي موسيقي هاي ديگري آمده و خواسته اند كه جانشين آن شوند ولي موسيقي ايراني پايدار مانده بنابراين موسيقي ايراني سابقه كوتاه 100يا 200 ساله ندارد اين موسيقي را از زمان باربد و نكيسا و از دوران بسيار دور داريم و اينها سينه به سينه نقل شده و آمده و گاهي چيزهايي به آن اضافه شده و بازهم با ورود شاعران صاحب سبك و عارف مثل مولانا، سعدي و حافظ تركيب شده و براي خود جاي فاخري به دست آورده و از مقام گذشته و در دل ايرانيان مقام كرده من تحقيق كرده ام و متوجه شده ام كه وقتي مستمعين بعد از گوش سپردن به هرموسيقي آهنگي از دشتي يك سه‌گاه مي شنوند حال ديگري پيدا مي كنند اين است كه مي‌گويند با شير اندرون شده با جان بدر رود اين شعار نيست اين موسيقي در روح مردم رسوخ كرده است منتها شكي نيست كه بايد روي آن كار شود و سعي در نوآوري شود البته نوآوري بر مبناي اصالت بر مبناي تئوري هاي درستي كه با موسيقي ما انطباق دارد اگر بر مبناي علم موسيقي ايراني انجام شود مي تواند پايدارتر شود

در جهت ظهور استعدادهاي جوان چه كمبودهايي وجود دارد؟

مي شود گفت كه گاهي استعدادهايي هستند كه مقدوراتشان اجازه نمي دهد دنبال اين كار برود و گاهي كساني مقدورات دارند ولي استعداد ندارند من گاهي مي بينم بعضي اشخاص به دليل تمكني كه دارند به موسيقي روي مي آورند ولي من مي بينم موسيقي را با تفنن كار مي كنند ولي استعداد اگر با مقدورات بياميزد مي تواند تحول ايجاد كند

از كنسرت هايتان بگوييد و اينكه استقبال مردم از آنها چگونه بوده است؟

ما از وقتي قدم در راه اين عشق گذاشتيم هميشه مشغول به همان چيزي بوديم كه به آن دلبسته بوديم و اين كار براي بدست آوردن تشويق از سوي ديگران نبوده است ما براي خود موسيقي كار كرده ايم هيچوقت نشده آهنگي را همينطور بسازم بلكه همه كارهايم را با عشق و احساسم ساختم با آقاي اصفهاني خواننده خوب كشور كار كردم يعني ايشان روي آهنگ هايي كه 30 سال پيش ساخته بودم خواندند و خيلي استقبال شد و مدت‌ها جزو پرفروش ترين آثار بود اجرايي داشتم به همراهي يك پيانو در تالار وحدت كه خيلي مورد استقبال قرار گرفت و مردم اشك ريختند من چندين كنسرت در آلمان اجرا كردم و قرار بود فقط در شهر بن و سالن بتهوون كنسرت اجرا شود ولي به خاطر اظهار لطف ايراني هايي كه آنجا بودند از هامبورگ و كلن هم تماس گرفتند كه اجرايي هم در اين شهرها داشته باشيم و بعد در دورتموند هم اجرا كرديم و خيلي استقبال شد سخنراني هايي درمورد موسيقي ايراني در داخل و خارج از ايران داشتم. بارها در دانشگاه شيراز، اصفهان، كرمان و ساري و در خود تهران در دانشگاه‌هاي مختلف آن راجع به مسائل مختلف موسيقي ايراني و شرح حال استاد صبا و كارها و كوشش‌هاي ايشان سخنراني كردم درباره استاد وزيري هم همينطور. در دانشگاه UCLA  در امريكا در مورد مسائل نظري موسيقي ايراني و غناي موسيقي ايران صحبت كردم كه مورد لطف و توجه ايراني ها و اهالي موسيقي در آنجا قرار گرفت.

برنامه هاي آتي شما درعرصه هنر موسيقي چيست؟

در حال حاضر شاخه اي از فعاليت هاي من به صورت نوشتاري است يعني نوشتن خاطراتي كه در اين سالها داشتم و يا در مورد شخصيت هاي مختلفي كه از سنين 10-12 سالگي با آن ها در ارتباط بودم اين مجلد با عكس‌هايي كه از اساتيد و چهره‌هاي مختلف داشته ام حدود 600-700 صفحه شده است. به عنوان شاگردي كه نفس استاد را درك كرده رديف اول و دوم استاد صبا را زده ام خودم هم كتاب رديفي دارم به نام نواي مهر كه مدت‌هاست آن را در آموزشگاه ها درس مي دهم و ديگران هم از روي آن تدريس مي كنند و علاوه بر ده مقام، آخر هر مقام هم يكي از آهنگ هاي خودم هست و قرار است CD ها و كاست‌هاي آن هم به زودي عرضه شود كه حدود 6 CD و 12 كاست است.

آيا فروش اين آثار در خارج از ايران هم امكان‌پذير است يا نه؟

بله خيلي از كارهاي ديگر من در خارج از ايران هم وجود دارد مثلا كارهاي همنوازي من با آقاي شهناز و شريف و آقاي معروفي را در امريكا به فروش مي رسد.

 

نويسنده   خبرگزار بهناز خوشنويس

مصاحبه کننده   آزيتا خرم

 
< Précédent   Suivant >


Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.