Recherche
15-12-2019
Accueil
Franais
فارسی Farsi
Archieve Francais
آرشيو فارسی
PICT3903.JPG
Google

Newsletter

Entrez votre adresse e.mail, une confirmation vous sera demande par mail
Merci de votre inscription




Administrator
Login Form
Nom d'utilisateur

Mot de passe

Se souvenir de moi
Perdu votre mot de passe ?
Statistics
Visiteurs: 698655
Teheran Forecast
Accueil arrow فارسی Farsi arrow سير و سفر arrow مجيد درخشانی
 
مجيد درخشانی Convertir en PDF Version imprimable Adresse Mail

 

مصاحبه با نوازنده استاد مجيد درخشانی و همچنين استاد توکلی مدير

 گروه خورشيد

Photo  Mohammade TAJIK

برای شنيدن برنامه راديوئی اين مصاحبه روی عکس را کليک بفرمائيد

نوايي كه باز آمد.................

 

استاد مجيد درخشاني را آنان كه اهل هنر و موسيقي اند به خوبي مي شناسند او هم از فرزندان ايران است از كوير ايران، از سمنان . نوازنده چيره دست تار و سه تار و استاد مسلم آهنگ. وي در محضر استاتيد صاحب نامي چون استاد محمدرضالطفي، استاد وهداني، استاد توفيق و استاد فريوسفي كسب هنر و عشق نمود و بعدها فعاليت خود را در گروه‌هاي چون شيدا،‌ چاووش ادامه داد. از ديگر فعاليت‌هاي او انتشار سي دي و كاست، شركت در چندين فستيوال موسيقي، انتشار سي دي توسط كمپاني معتبر R.C.A، تدريس موسيقي و ساز در كشور آلمان و چندين كشور ديگر اروپايي است او كه متولد سال هزارو سيصد و سي و پنج است را در 49سالگي در بازگشت به زادگاهش ملاقات كرده و گفتگويي را با وي و استاد توكلي مدير گروه خورشيد ترتيب داده ايم:

 

استاد درخشاني سلام بر شما از اينكه به برنامه راديويي انجمن پرپوليس بسيار از شما و همچنين از آقاي توكلي كه مديريت گروه خورشيد را دارند تشكر مي كنم از شما ممنون خواهم شد اگربراي شروع كلام از پيشينه تان بگوييد

من از كودكي درزمينه موسيقي فعاليت مي كردم اما خيلي آماتور؛ بعد ازگرفتن ديپلم به صورت حرفه اي وارد كار موسيقي شدم و در دانشكده هنرهاي زيبا رشته موسيقي ايراني را خواندم مدتي در گروه شيدا و در كانون هنري چاووش در ايران فعال بودم از 1985 تا سال 2005 ساكن آلمان شدم و در اين 20 سال تمام فعاليت هايم به اجراي كنسرت و تدريس موسيقي به علاقمندان آن متمركز شد. درضمن در اكثر شهرهاي آلمان و حتي در دانمارك و انگليس در فستيوال‌ها و همچنين برنامه هاي راديويي و تلويزيوني كه از كانال هاي ايراني و اروپايي پخش مي شد شركت مي‌كردم. حدود 6 سي دي موسيقي در اروپا منتشر كردم. همزمان با اين فعاليت برخي از آهنگ‌هايي كه ساخته بودم نيز در ايران ضبط و منتشر شد، درحال حاضر نيزچند ماهي است كه در ايران ساكن شده و در خدمت هنرمندان جواناني هستم كه به مرحله خوبي در زمينه موسيقي رسيده‌اند و با مشاركت آنها گروه خورشيد را تشكيل داده ايم و تقريبا مي توانم بگويم كه در حال حاضر تمامي تلاشم بر اجراژ و ضبط كارهاي اين گروه متمركز شده‌است به همين علت از دوست عزيزم آقاي توكلي خواهش كردم كه مديريت اجرايي برنامه ها را به عهده بگيرند در عين حال ايشان نوازنده گروه نيز هستند. به همين سبب ايشان مي توانند در مورد فعاليت هاي گروه خورشيد توضيحات بيشتري بدهند
.

 


 

 جناب آقاي توكلي با توجه به فرمايشات استاد درخشاني، در مورد نحوه شكل گيري و فعاليت‌هاي گروه خورشيد توضيحاتي را بفرماييد؟

استاد درخشاني برنامه هاي متعددي را در دست داشتند كه براي اجرا و ارائه آنها نياز به بستري مناسب و همينطور گروهي منسجم و حرفه‌اي بود پس از ورود ايشان به ايران در اواخر سال 83

بهترين فرصت براي شكل گيري اين گروه فراهم شد خصوصا اينكه احساس مي شد كه وضعيت گروه نوازي نيز در ايران در دهه گذشته تا حدودي راكد و بي رونق است. نظر استاد بر اين بود كه اين گروه تشكيل شود كه چنين شد اين گروه تقريبا چند خصيصه اصلي دارد اول اينكه تقريبا از تمامي سازهاي رايج در موسيقي سنتي ايران استفاده شده است كه از اين نظر "خورشيد" اولين گروهي است كه به اين شكل هماهنگ شده است دوم اينكه نوازنده ها اغلب از جواناني هستند كه تحصيلات موسيقي دارند و بسيار حرفه اي هستند. مسئله سوم كه خيلي هم مهم است، خود رپرتوآر كاري است كه گروه اجرا مي كنند. آثار آقاي درخشاني در بيست سالي كه ايشان در آلمان بودند خيلي كم به دست ما مي رسيد اما استقبال مشتاقان موسيقي از معدودي از كارهاي ايشان كه به هرطريقي به ايران راه مي يافت (مثل كار در خيال كه استاد شجريان اجرا كردند و همينطور كار شهرآشنايي، بيكران) نشان مي داد كه ارتباط ايشان با داخل قطع نشده است و اينكه ما احساس كرديم كه اين آثار، رپرتوآر گسترده اي هم دارند به همين خاطر گروه خورشيد تشكيل شد و اهداف ديگري هم درسرلوحه كار خود قرار داد كه بازسازي آثار قدمايي چون درويش خان، به صورت گروه نوازي از اين دست است؛ البته بخشي از اين كار پيش از اين توسط گروه شيدا به سرپرستي استاد لطفي اجرا شد كه استاد درخشاني نيزدر آن زمان عضو همين گروه بودند. اما اين دوره به خاطر مسائل زمان انقلا ب و عزيمت استاد لطفي به خارج از كشور بسيار كوتاه بود و كار نيمه تمام ماند. در حال حاضر استاد درخشاني سياست‌هاي كلي كار را مشخص كرده اند اگر امكانات اجرايي داخل كشور اجازه دهد ما نيز سعي داريم در اجراي اين سياست ها قدم موثري برداريم.

 

 آيا زندگي در خارج از ايران بر آثاري كه شما خلق كرده ايد تاثيري داشته است؟

به هر حال زندگي درآنجا باعث شكل گيري ارتباطات جديدي براي من شد البته نمي توانم بگويم كه اين روابط و اين نوع زندگي تاثيربه سزايي بر كارهاي من گذاشت اما به هرحال ديد بازتري به من داد اگرچه شخصيت موسيقيايي من قبل از اينكه ايران را ترك كنم در كنار استاداني چون لطفي و عليزاده و مشكاتيان و ديگر دوستان كه با آن‌ها همكاري مي كرديم شكل گرفته بود وقتي وارد آلمان شدم با خيلي از موسيقيدانان آلماني و اتريشي ارتباط پيدا كردم حتي با تعدادي از آنها كنسرت داده و كاست ضبط كرديم. با اين حال من همچنان يك موسيقيدان سنتي باقي مانده‌ام به خاطر دارم چند سال پيش كه يكي از كارهايم را به ايران آورده بودم يكي از خوانندگان مطرح مي گفت: "من تعجب مي كنم تو چه جوري 18 سال اونجا بودي ولي موسيقي شما موسيقي خالص ايراني است و تاثير چنداني از موسيقي‌هاي ديگر نگرفته‌اي.

به هرحال من اعتقاد دارم در اين بخش بايد خالص بود و در اروپا هم كساني كه اهل فن و موسيقي شناس هستند موسيقي ما را همينطور خالص مي خواهند تا جايي كه اگر كمي از موسيقي‌هاي ديگر وارد آن مي‌شد به راحتي آن را نمي پذيرفتند. من هم سعي كردم اين حالت را حفظ كنم. شنيدن آثار اساتيد و قدما در اين دوره ها و دوره هايي هم كه تدريس مي كردم تجربه هاي خوبي به من داد براي اينكه با طيفي از ايراني ها و غير ايراني ها چون شاگردان غير ايراني هم داشتم كه تعدادشان هم كم نبود-- در ارتباط بودم، به هر حال شيوه خاصي براي تدريس براي پيدا كردم به شكلي كه براي آماتور‌ها و كساني كه نمي خواستند به شكل حرفه اي كار را ادامه بدهند تمريناتي نوشتم همچنين براي دوره‌هاي مختلف سني نيز قطعاتي را نوشتم گاهي هم كه فراقتي بود توانستم قطعاتي را بسازم كه تعداد آنها كم هم نيست كه اميد دارم با گروه خورشيد بتوانيم آنها را به مرور اجرا كنيم و به گوش دوستداران موسيقي برسانيم.

 

ورود به گروه خورشيد چه شرايطي دارد؟

توكلي: ما در ابتداي امر براي تشكيل گروه نوع سازها و تعدادشان را مشخص كرديم كه ببينيم چه تعداد نوازنده مي خواهيم و بعد براي انتخاب نوازنده ها معيارهايي را در نظر گرفتيم كه بتوانيم براساس آنها انتخاب بهتري داشته باشيم يكي از اين گزينه‌ها توانايي نوازندگي و سابقه گروه نوازي بود مسئله مهم‌تر توافق اخلاقي اعضاي گروه بود كه باعث هماهنگي هرچه بيشتر گروه شد شايد بتوان گفت براي انتخاب اين گروه سي نفره حدود 120 نفر كانديدا در ذهن داشتم ولي افرادي را انتخاب كرديم كه واقعا انگيزه هايشان انگيزه هاي ديگري سواي انگيزه هاي مالي بود چرا كه الان در ايران چنين انگيزه‌اي متاسفانه حرف اول را مي‌زند و صرفا با اين انگيزها نمي‌شود كار كرد البته بايد به هنرمندان خاصه اهالي موسيقي براي داشتن چنين انگيزه‌اي حق داد؛ اما جمع شدن چنين گروهي با اين تعداد بدون اينكه حتي براي تمرينات، دستمزدي تعيين كرده باشيم با عشق و علاقه اي ميسر شده كه به موسيقي ايراني و شخصيت آقاي درخشاني داشته اند و به نوعي هنوز احساس شاگردي مي كنند و نه انگيزه‌هاي مالي.

 اين‌ها معيارهايي بودند كه ما گروه را بر اساس آنها انتخاب كرديم.

 

زمينه پيشرفت موسيقي را در ايران چگونه مي بينيد؟

استاد درخشاني: در مقام مقايسه با 20 سال پيش كه ما فعاليت مي كرديم مي‌توان گفت كه پيشرفت كمي زياد بوده‌است. ما در آن زمان چنين امكاناتي نداشتيم و اگر مي خواستيم قطعه‌اي را ضبط كنيم تعداد معدودي نوازنده در دسترس بود ولي حالا اينطور نيست و خوشبختانه چقدر خانم‌هاي نوازنده با سطح بالا به جمع اضافه شده‌اند طوري كه تقريبا نصف گروه از خانم ها تشكيل شده است و البته اين امر خواسته ما هم بود و دوست نداشتيم يك گروه مردانه تشكيل شود ولي در مورد پيشرفت كيفي موسيقي نمي‌توان به اين صراحت سخن گفت. اگر چه در ميان نسل جوان هستند كساني كه واقعا به دنبال كيفيت هستند و فقط به مسائل تكنيكي موسيقي بسنده نمي‌كنند بلكه به دنبال نسخ قديمي و شناخت موسيقي رفته‌اند. بهرحال هنوز خيلي‌ها به دنبال اصل هستند و موسيقي را آنطور كه بايد دنبال مي كنند و به اين زمينه هم بسيار اميد پيدا كردم همينطور مي بينيد كه در همين 20 سال گذشته چقدر نوازنده با كيفيت خوب در عرصه موسيقي ايراني ظهور كرده‌اند براي مثال در سه تار آقاي شعاري با كارهاي ارزشمندي كه انجام داده‌اند و خواهند داد باعث اميدواري بسياري شده اند و خيلي از دوستان و اساتيد ديگر هم در دوره خاصي خيلي فعال بودند ولي متاسفانه درحال حاضر غير فعال هستند به اين معني كه به آن شكلي كه انتظارمي‌رود كار توليدي ندارند. به عقيده من مشكل اساسي در حال حاضر مشكل نوازندگي نيست بلكه آهنگسازي و خلق كار تازه با معيارهاي موسيقي ايراني و با ديدي امروزي‌تر و با حفظ موازين موسيقي است. در يك دوره اي در ايران موسيقي در سرودهايي با كيفيت و اجراهاي سطحي و كارها وظيفه‌اي خلاصه شده بود. الان هم سفارشي شده است يعني اكثر كساني كه كار مي كنند بنا به سفارش كار مي كنند و اگر قراردادي نباشد آن اثر اصلا خلق نمي شود و اين موارد مشكلاتي است كه وجود دارد و همين امر باعث شده شنونده به موسيقي هاي مبتذل رو آورد، براي اينكه خوراك ندارد، توليد كم است و دراين زمينه خيلي ضعيف هستيم البته منظورم از آهنگسازي، آهنگسازي به شيوه موسيقي اروپايي نيست بلكه چيزي شبيه آثار درويش‌خان است كه هنوز اجرا و شنيدن آن براي ما تازگي دارد در عين حال داراي ارزش‌هاي زيادي است و هر كدام از قطعاتش مي تواند براي يك نوازنده درس باشد و متاسفانه چنين آثاري بسيار كم شده‌است وگرنه آهنگسازان و نوازندگان با سواد و تحصيل كرده زياد هستند.

 

چه راهكارهايي را براي نسل آينده موسيقي سنتي ايران پيشنهاد مي‌دهيد تا شاهد رشد خلاقيت و گسترش اين هنر باشيم؟

متاسفانه نوازندگان جواني كه امروزه در عرصه موسيقي فعاليت مي كنند وارد دسته بندي هايي شده‌اند همين امر موسيقي آن‌ها را يك بعدي كرده به عنوان مثال عده‌اي فقط شيوه فلان استاد و عده‌اي ديگر شيوه استاد ديگري را مي‌پذيرند و هميشه باهم در تضاد و جنگ هستند و نمي‌خواهند شيوه هاي يكديگر را ياد بگيرند بشنوند و تحقيق كنند اين خود مشكلي اساسي ايجاد كرده‌است من فكر مي كنم يك نوازنده موسيقي ايراني بايد تمام شيوه ها را بشناسد مثلا من ممكن است كه شيوه تار زدن استاد لطفي را قبول داشته باشم و متاثر از آن باشم ولي پيش نيامده كه آثار استاد ني داوود را يا عليزاده را گوش ندهم يا از آن‌ها تاثير نگيرم چون فكر مي كنم حتي اگر آدم در موسيقي قوي باشد و از نظر تكنيكي هم بالا باشد بازهم شخصيت موسيقي او را استفاده از تجريبات ديگران است كه مي سازد مثلا شاعري كه مي خواهد شعر بگويد بايد شعرهاي كلاسيك را بشناسد بلد باشد حتي حفظ باشد آنوقت است كه مي‌توان خلق كرد

 

با توجه به اينكه خودتان مديريت گروه خورشيد را به عهده داريد براي ترتيب دادن يك كنسرت با چه مشكلات روبه رو هستيد؟

مسائل زيادي وجود دارد در درجه اول بروكراسي شديديست كه حاكم است يعني كار در پيچ و خم‌هاي اداري گير مي كند مثلا گرفتن مجوزبراي اشعار شاعراني مثل حافظ، مولانا و رودكي گاهي دوسه ماه وقت مي‌برد نكته ظريفي هم كه بايد به آن توجه كرد اين است كه ابتدا بايد كل كار به صورت كلاسه بندي شده تحويل داده شود تا مجوز آن صادر شودو اين مسئله با قسمتي ازموسيقي ايراني كه از اهميت بالايي برخوردار است يعني  بداهه نوازي و بداهه خواني در تضاد است حتي اگرقرار باشد يك نوازنده به گروه اضافه يا كم شود احتياج به كسب اجازه است.سواي آن اداراتيهم كه به موازات هم كار مي كنند نيز به اين موانع اضافه شده اند. مثلا حراست ارشاد همان كاري را انجام ميدهد كه اداره اماكن انجام ميدهد. براي هر كنسرت بايد مشخصات افراد گروه كه در آنجا پرونده دارند مرتبا ارسال شود. مثلا تاريخ تولد حتما بايد به روز باشد برعكس براي موسيقي پاپ اين كارها ساده تر انجام مي شود در صورتي كه اگر قرار است حمايتي صورت بگيرد بايد اين مشكلات حل شود .لااقل بستري فراهم شود كه بتوانيم موسيقي ايراني را ارائه دهيم به اعتقاد من مردم ما كار خوب را دوست دارند و مي پسندند.

 

    

 

استاد درخشاني :

علت اينكه آثار بزرگان موسيقي سالهاي سال است كه مانده دراين است كه چنين كارهايي را مردم دوست دارند واگر و مي بينيم ومردم از برخي آثار روگردان مي شوند يكي از دلائلش اين است كه اين كارها خوب ارائه نشده است . كم كاري هنرمندان و عدم حمايت از آنها نيز مزيد بر علت است. چرا نمي گذارند هنرمندان آزادانه كارشان را انجام بدهند حالا نه به شكلي كه هركس هركاري خواست بكند . به هر حال اين بروكراسي خيلي الان اذيت مي كند و يكي از مشكلات موسيقيدان ها كه خيلي رقبتي براي كار ندارند همين مسئله است؛ چون هنرمندان حداقل كساني كه من مي شناسم مسئله شان مسئله مالي نيست ولي ديگر نبايد ضرر كنند خيلي مهم است وقتي كنسرتي برگزار مي شود بايد اجاره سالن، صدا بردار، هزينه تبليغات، هزينه اي كه بايد به اماكن بدهيم همه را تقبل كنيم و اين بيشتر از درآمد كنسرت مي‌شود خب يك هنرمند يكبار با عشق كاري را انجام مي‌دهد دو بار ضرر مي كند ولي ديگر بيشتر از اين نمي شود.

مشكل ديگري كه هست خواندن خوانندگان خانم است مشكلي كه اميدي به حل شدنش نيز نيست. از ما سوال كردند كه مي‌شود هاز صداي خانم ها به صورت همخوان استفاده كنيد؟ من اعتقادي ندارم چون آن ديگر كر است اگر يك خواننده زن صداي استثنايي هم داشته باشد در همخواني آن صداي استثنايي شنيد ه نمي شود ظرايف موسيقي در همخواني از بين مي رود من يك كاري ساخته بودم كه از زبان تهمينه است يعني شعري از يك شاعر تاجيك با نام تهمينه در سوگ سهراب، مادر سهراب در سوگ او چيزي زمزمه مي كند كه من آهنگي برايش ساختم اين شعر بسيار با احساسي بود ولي يك خواننده مرد نمي‌تواند اين را بخواند نياز به صداي يك زن است صداي يك مادر . ما مجبور شديم اين آهنگ را در خارج از كشور و با صداي خانم وحدت ضبط كرديم و من مي خواستم آن را در ايران منتشر كنم كه نشد

 

استقبال ايراني ها و خارجي ها را در ايران و اروپا از موسيقي ايراني چطور مي بينيد؟

در ايران استقبال خيلي خوب است به هرحال مردم تفريح چنداني ندارند به نوعي به اندازه مردم اروپا سرگرمي ندارند و شايد يكي از تفريحاتشان كنسرت باشد و به نظر مياد كه از كار هاي باارزش خوب استقبال مي شود مردم دوست دارند ساز را از نزديك ببينند كه امكان ديدنش را در تلويزيون ندارند و همچنين نوازنده را موقع نواختن ببينند كه اين علاقه را من هميشه در مردم ديده‌ام ايرانيان مقيم اروپا هم يك مقداري تابع جو ايران شده‌اند در دوره هاي اوج موسيقي ايراني مثلا 10 سال پيش در اروپا نيز استقبال زياد بود ولي حالا خيلي كم شده‌است به دليل اينكه برنامه‌هاي خوبي براي آن طرف ارائه نشده و از طرفي اروپايي‌ها خيلي استقبال مي‌كنند و خيلي سي دي مي خرند و معني شعر ها را مي پرسند ولي متاسفانه چون اروپايي‌ها برگزار كننده‌ي كنسرت‌ها هستند خودشان هم به سالن‌ها مي‌آيند ولي ايراني ها آنطور كه بايد استقبال نمي كنند و بيشتر در حد برگزاري جشن ها است كه البته اين بد نيست ولي موسيقي جدي هم بايد باشد

 

با چه خواننده هايي اعم از زن يا مرد در خارج از ايران و در ايران كار كرده‌ايد؟

چون قبلا در گروه شيدا ساز مي زدم با آقاي شجريان كار مي‌كردم همينطور با آقاي ناظري، خانم سيما بينا و بقيه دوستاني كه با اين گروه همكاري داشتند كار مي كردم

يكي از كارهايم را آقاي سراج خواندند و در اروپا هم خانم وحدت كار تهمينه را خواندند يك مقداري هم با خانم زهره جويا كار كرديم كه خواننده خوبيست كه با ايشان يك سي دي داديم و چند كار هم از آهنگ هاي محلي برايشان تنظيم كرديم يك مقدارهم كارهاي افغاني.

 من زياد با خواننده كار نكرده ام و اعتقاد دارم موسيقي ايراني بايد استقلال خودش را بدست بياورد و زياد به خواننده وابسته نشود تا جايي كه ممكن است خود موسيقي حرفي براي گفتن داشته باشد نه فقط در كنار خواننده، براي همين هم ما به كار گروه نوازي خيلي اهميت مي دهيم

 

بسيار متشكر كه در اين مصاحبه شركت كرديد و مطمئنم كه تمام ايرانيان اهل تولوز از خواندن اين مطالب خوشحال مي‌شوند و اميدوارم كه بتوانيم كنسرت شما را به زودي در تولوز داشته باشيم.

مصاحبه کننده   آزيتا خرم      

   نويسنده   بهناز خوشنويس


 

برای شنيدنpour ecouter

< Précédent   Suivant >


Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.