Recherche
15-12-2019
Accueil
Franais
فارسی Farsi
Archieve Francais
آرشيو فارسی
920.JPG
Google

Newsletter

Entrez votre adresse e.mail, une confirmation vous sera demande par mail
Merci de votre inscription




Administrator
Login Form
Nom d'utilisateur

Mot de passe

Se souvenir de moi
Perdu votre mot de passe ?
Statistics
Visiteurs: 698665
Teheran Forecast
Accueil arrow فارسی Farsi arrow سير و سفر arrow زهره جويا
 
زهره جويا Convertir en PDF Version imprimable Adresse Mail

مصاحبه با آوازخوان خانم زهره جويا

برای شنيدن اين برنامه روی عکس را کليک بفرمائيدد

 

 

 

زهره جويا در مشهد متولد شد. پدر وي افغاني و مادرش ايراني است و به همين دليل او از هر دو فرهنگ بهره برده است. هنگامي كه وي دبيرستان را به پايان برد، براي ادامه تحصيل در رشته موسيقي به اروپا رفت. او در ابتدا براي تحصيل به آمستردام رفت و سپس به وين عزيمت كرد و آموزش‌هاي لازم را در زمينه موسيقي كلاسيك در آكادمي موسيقي دريافت كرد. پس از آن او مدرك فوق ليسانس در اپرا را از دانشگاه هنرهاي زيباي وين دريافت كرد. بايد گفت كه او هم از دنياي شرق و هم از اروپا تاثير مي‌پذيرد. زهره جويا قطعات كلاسيك‌اش را در اپراهاي بسياري در نقاط مختلف جهان اجرا كرد. وي اجراهايي هم از آهنگ‌هاي موتسارت، بتهوون و شوبرت در كنسرت‌هاي مختلف در سراسر اروپا دارد او همچنين روش جديدي در نشان دادن موسيقي سنتي ايراني ابداع كرده است. 

 

از زندگي حرفه اي و تحصيلاتتان بگوييد. 

 من بعدازگذراندن  دوره ابتدايي و دبيرستان به اروپا آمدم تا در رشته موسيقي كلاسيك اروپايي تحصيل  كنم و دردانشگاه آمستردام تحصيلاتم را شروع كردم بعد به آكادمي موسيقي وين آمدم و در رشته اپرا ادامه تحصيل داده و فارغ التحصيل شدم من از كودكي مي خواندم ولي نه به صورت حرفه اي.

 چندين سال قبل از اينكه ايران را ترك كنم نيز تئوري موسيقي كلاسيك و نواختن  پيانو را  ياد گرفتم كمي هم در  تو كر خواندم و اينطوري شروع شد.

 

 از خانواده تان، حمايت و پشتيباني آنها بگوييد

بدون حمايت خانواده‌ام هيچ پيشرفتي امكان پذير نبود، پدر من افغان بودند و مادرم ايراني هستند ولي در يك خانواده ايراني بزرگ شدم ومحيط كاملا ايراني بود

 

با توجه به اينكه تفاوت بين فرهنگ ايراني و افغاني بسيار كم است فكر نمي كنم براي شما شك فرهنگي شديدي به وجود آمده باشد .

 

 بله كاملا درسته

 

 دو مليتي بودن شما چه تاثيري روي موسيقي كه خلق كرده ايد داشته است؟

در بچگي من ناخودآگاه علاقه زيادي به موسيقي هندي و موسيقي افغاني نشان مي دادم و اين موسيقي را در راديو گوش مي كردم وبه دليل هم مرز بودن مشهد با افغانستان راديو مشهد  موسيقي افغاني مي گذاشت موسيقي بومي ايراني مي گذاشت و من  اين دو را دوست داشتم و تكرار مي كردم، تقليد مي كردم ولي به طور آگاهانه .

بعد ازگذشت چندين سال و مقارن با زماني  كه در اروپا مشغول تحقيق در مورد موسيقي افغاني بودم و با گروههاي افغاني شروع به كار كردم همه چيز برايم روشن تر شد متوجه شدم  كه چرا من در بچگي اينقدر موسيقي هندي و افغاني دوست داشتم دقيقا به اين علت كه ريشه هاي اين دو موسيقي نزديك است و موسيقي افغاني تحت تاثير موسيقي هند قرار گرفته و بالعكس به نوعي هر دو از هم تاثير گرفته اند و همه اينها در من وجود داشته و حالا به نوعي به بار نشسته است.

 

شما با زبان هاي مختلفي صحبت مي كنيد ولي آيا لهجه آنها را در بيان رعايت مي كنيد خصوصا در زبان افغاني؟

 

من آهنگهاي افغاني را با لهجه افغاني مي خوانم ولي خيلي تمرين مي كنم به خاطر اينكه لهجه من ايراني است و تحت تاثير فرهنگي كه در آن بزرگ شده‌ام هستم لهجه‌ام هم كاملا ايراني است ولي اخيرا لهجه افغاني‌ام بهتر شده

 

 

 

اولين قدم‌هاي هنري‌تان را در كشور اتريش چگونه برداشتيد و چطور توانستيد مردم و به خصوص خارجي‌ها را به طرف موسيقي ايراني جذب كنيد؟

اولين قدم ها در حقيقت فقط قدم‌هاي اروپايي بودند من اپرا مي‌خواندم برنامه‌هاي كلاسيك اجرا مي‌كردم تورهاي مختلفي در اروپا داشتم و در ضمن دلم براي ايران و فرهنگ خودم تنگ مي‌شد و اين دلتنگي و اين بازگشت دوباره به ريشه‌هايم خواست من بود كه باعث شد به خواندن آهنگ هاي بومي ايراني اقدام كنم كه با استقبال خوبي مواجه شد پس از آن يك شركت اروپايي پيشنهاد كرد كه اين آهنگ ها را به صورت سي دي درآورد و من با شركت كخ اينترنشنال قرارداد ده‌ساله بستم و به اين ترتيب كارهاي من به صورت حرفه‌اي درهمه جا توزيع شد برداشتن چنين قدم‌هايي در زمينه اپرا و موسيقي كلاسيك خواست و آرزوي من بود چرا كه عاشق اين نوع موسيقي بودم و اصلا براي همين به اروپا آمدم ولي وقتي به موسيقي ايراني پرداختم به آن نيز علاقمند شدم و پس از آن در اين زمينه شهرتي كسب كردم اما تفاوتي كه بين آنچه من مي خواندم و آنچه هر خواننده‌ ديگري در ايران مي‌خواند شخصيت متفاوت آهنگ‌ها بود مثلا نوايي كه از دل يك خواننده كه به متعلق به استاني خاص از منطقه‌اي خاص در ايران بر مي‌آمد با آنچه كه من به عنوان موسيقي ايراني به اروپاييان معرفي مي‌كردم بسيار فرق داشت چراكه فرهنگ‌هاي ما با يكديگر متفاوت بود ولي باز هم نقاط مشتركي را مي‌توانيم در هردو بيابيم . من تمام سعي خود را كردم تا لهجه‌‌ها را همانطور كه هستند حفظ كنم و تحقيق كردم تا متوجه شوم كه چطور مي‌شود اين را براي اروپايي‌ها معرفي كرد و همينطور براي ايرانياني كه مثل خود من مي خواستند به هر طريقي به ريشه هاي خود بازگردند و آن‌ها را به نمايش درآورند ولي تاثيري كه موسيقي اروپايي و فرهنگ اروپايي روي زندگي و خواندن من داشت چيزي ساخت كه نتيجه‌اش همين است كه مي‌بيند به همين دليل با اجراهايي كه پيش از اين در ايران ديده و شنيده شده متفاوت است، اجراهايي جديد با تنظيم جديد.

 

دانشي كه شما در مورد موسيقي اروپايي كسب كرديد در اصلاحاتي كه در خواندن و موسيقي شما انجام گرفته تا چه حد موثر بوده است؟

تحصيلات آكادميك من پايه و اساس شروع يك كارحرفه‌اي بود به شكلي كه بتوانم كارهايم را به شكل ديگري گسترش دهم، در برخي آهنگ‌ها از سازهاي ايراني استفاده كرديم ولي آلبوم‌هايي هم دارم كه اگرچه در آنها موسيقي ايراني با سازهاي ايراني اجرا شده و پايه و اساس آن دستگاه‌هاي‌ايراني است ولي رنگي از موسيقي اروپايي روي آن زده شده مثلا از ساكسيفون استفاده كرديم در يك سي دي عرفاني كه ساخته آقاي مجيد درخشاني است از ساكسيفون ويلون سل كه ايراني نيست و از طبلاك كه ساز ملي ماست با هم استفاده كرديم و بسيار مورد استقبال مردم قرار گرفت به جز نمونه گفته شده اثر ديگري به نام "سفر بخير" كه شعر آن از استاد شفيعي كدكني و آهنگ آن ساخته مجيد درخشاني است نيز همين حال و هوا را دارد.

 

 

 

باتوجه به اينكه شما از طرف پدر به افغانستان منسوب هستيد آيا تا به حال سفري به افغانستان داشته‌ايد و ديدتان به افغانستان ديروز و امروز چگونه است؟

متاسفانه به افغانستان سفر نكردم ولي سفير فرهنگي افغانستان كه يكبار براي ديدن يكي از كنسرت هايم آمده بودند من و گروه افغان را براي سفر و اجراي كنسرت در افغانستان و براي مردم عزيز آنجا دعوت كردند.

 ديد من نسبت به افغان ديروز و امروز اين است كه افغان فرهنگ خيلي بالايي دارد و واقعا خيلي حيف بود كه اين ملت زير فشار همه جانبه قرار گرفته‌است بخصوص زن افغان كه نتوانسته گنجينه‌اي كه در وجود ش بوده را متجلي كند، اميدوارم تغييراتي كه به وجود آمده مثبت باشد و زن افغان وارد اجتماع شود و خود را باور كند، گروه هاي مختلفي به افغانستان رفته‌اند و آنجا با زنان افغان صحبت كرده‌اند

با اين وجود هنوز خيلي از زن‌هاي افغان جرات نمي كنند "پوركار" را از سرشان بردارند يا اينكه در اجتماع خواسته‌هاي خود را بيان كنند شايد زمان بيشتري لازم است تا اينكه باور كنند محيط فرق كرده است و انشاالله فرق مي كند ولي در افغانستان الان نيازهاي اوليه‌اي چون بهداشت، تعليم و تربيت، بهداشت زنان افغان و زايمان آنها و بيماري هايي كه به خاطر از خود گذشتگي‌هايي كه كرده‌است و از خودش غافل شده ‌آنقدر زياد است كه به چنين مواردي نمي‌رسد در حال حاضر در اروپا گروه‌هايي تشكيل شده كه به اين مسائل رسيدگي مي‌كند ولي زمان مي‌برد تا به طور مطلق به آن رسيدگي شود ولي خدا را شكر مي كنيم كه اين حركت ها شروع شده است.

 

 همانطور كه گفتيد شما دوراني را براي تحصيل و رسيدن به دانش اروپايي و بعد از آن براي حركت به سمت ريشه هاي‌تان و غنا بخشيدن به موسيقي ايراني صرف كرديده و اين حركت تا به امروز چگونه ادامه پيدا كرده است؟

 

اين يك رشد مرحله‌اي بوده من موسيقي اروپايي را اجرا كردم و هنوز هم اجرا مي كنم ولي بيشتر وقتم را براي موسيقي جهاني اختصاص داده‌ام وجود هر هنرمندي كه خارج از مرزهاي كشور خود زندگي مي‌كند تلفيقي است از فرهنگ مادري و فرهنگ كشور ميزبان.  

من كه در اتريش زندگي مي كنم آميزه‌اي از فرهنگ خودم درايران و فرهنگي كه از پدر افغانم به ارث برده‌ام و فرهنگ اروپايي هستم و همين امر سبب شده كه يك هماهنگي سالم بين اين فرهنگ‌ها بوجود آمده و من آگاهانه به وسيله‌ همان موسيقي و يا آوازي كه مي‌خوانم به دنبال راهي براي بيان احساسم بوده‌ام و هميشه كاري كه كرده‌ام يا چيزي كه خوند‌ه‌ام رابطه‌اي مستقيم با رشد دروني من داشته‌است در اوايل كه من به شدت مشغول كار موسيقي بودم بخاطر شيفتگي كه به سادگي و اصيل بودن اقوام مختلف ايران درخود حس مي‌كردم به اين نتيجه رسيدم كه نه تنها در ايران بلكه هرجاي ديگري كه قوميت‌هاي مختلف وجود دارند رفتار و فرهنگ آنها در موسيقي شان تجلي يافته‌است مثلا در كلام ساده‌اي كه حتي از يك شاعر بزرگ نيست هم آنقدر لطافت و معني نهفته‌است كه به دل مي نشيند و اين خود بيانگر يك قوميت و يك فرهنگ است و اين توجه مرا جلب كرد به همين دليل اين اشعار را خواندم

 مرحله بعدي پرداختن به موسيقي عرفاني بود كه آن هم به خاطر كندوكاوهايي كه در راه رشد دروني خود داشتم و هميشه فكر مي كردم كه چيز والاتري وجود دارد بود من با گروهي آشنا شدم كه مديتيشن مي كردند و من با آنها شرو ع كردم من مسلمان هستم و هميشه از بچگي وقتي يه جايي گيرمي كردم با خدا صحبت مي كردم و از او كمك مي‌خواستم ولي در مديتيشن من خدا را احساس كردم و اين فقط احساس شخصي من است و ادعايي ندارم مديتيشن دين نيست فقط تكنيك است كه آدم مي تواند بنشيند در خلوت افكارش را خالي كند و در اين خالي شدن فكر، خلصه‌اي بوجود مي آيد كه عامل ارتباط با چيز والايي است كه براي من يك واقعه خيلي بزرگ بود من حتي مدتي در مورد صوفيسم تحقيق كردم و مي خواستم شباهت تمرينات آنها را بدانم در حقيقت ازديد من همه اين تمرينات براي رسيدن به يك نقطه است.

هر انساني در عمق وجودش رابطه اي با خدا دارد كه من هم با مطالعه اشعار عرفاني كه تاثير بسياري برمن داشتند و خواندن آن‌ها سعي كردم به اين رابطه غنا بخشم كه نتيجه‌ آن آلبوم عرفاني‌اي بود كه تهيه شد.

 

 

 

اين مراحل را با چه استاداني پشت سر گذاشتيد؟

 با استاد مجيد درخشاني و استاد حسين عمومي درفرانسه البته اول در آلمان با ايشان آشنا شدم و با ايشان كار كردم ولي فرصت مجدد ديگري پيش نيامد اگرچه در همان برخورد ها من خيلي از ايشان آموختم با اقاي نريمان حجتي و نصرالله ايماني كه در اتريش زندگي مي كنند نيز در ارتباط هستم و در حال حاضرمرتب با آقاي مجيد درخشاني كار مي كنم كه به اتفاق ايشان در حال تهيه آلبوم جديد هستيم

 

شما با اساتيد ايراني بسيار كار كرديد ولي طبيعتا موسيقي شما آميخته اي از موسيقي ايراني افغاني و هندي است اساتيد غير ايراني كه با آنها كار كرده ايد چه كساني هستند؟

من به غيز از استاد زبير بختيار كه استاد بزرگي در موسيقي افغاني هستند با استاد حسين آرمان هم كاركرده‌ام كه در حال حاضر در حال تهيه يك آلبوم جديد براي موسيقي افغاني هستيم با استادهاي اروپايي زيادي هم كار كرده‌ام كه يكي از آن ها آقاي والدمارك منك استاد اپرا هستند كه من با ايشان سه سال تعليم اپرا ديدم و برنامه اجرا كردم و همچنين اليزه رالف .

با ماريو درمونوكو درست قبل از مرگش دريك سمينار آواز در ايتاليا كار كردم با خانم رينالته تيوالتي در سالزبورگ كار كردم و اساتيد ديگري كه نمي توان تك تك آنها را نام برد ضمنا با آقاي سعيد فرش پوري هم كار كرديم كه ايشان آهنگ‌هاي محلي را به زيبايي را تنظيم كردند آهنگ سكودار تنظيم آقاي سعيد فرش پور است.

 

يك مقدار در مورد DVD كه به انجمن پرسپوليس هديه كرده‌ايد براي ما صحبت كنيد

اين DVD شامل دو قطعه است كه اولي از اشعار نظامي گنجوي بوده كه قطعه اي است كه من در شيرين و فرهاد با پرفسور پرويز ممنون اجرا كردم و آقاي دكتر الله ياري فيلمي از آن براي يك برنامه فرهنگي در تلويزيون ساختند و قطعه دوم هم يك آهنگ بومي از استان خراسان است به نام سكودار كه هنوز وارد بازار نشده‌است و چند DVD ديگر هم در دست تهيه است كه پس از آماده شدن به بازار عرضه خواهد شد البته من با شركت ترانه هم قراردادي دارم كه امكان دارد اين آهنگ‌ها قبل از اينكه به بازار بيايد تك تك از تلويزيون پخش شود

 

 آيا در ايران هم برنامه اي اجرا خواهيد كرد؟

درحال حاضر صحبت هايي شده كه من در جشنواره اي براي بانوان كه در ايران اجرا خواهد شد برنامه اي داشته باشم

چند جشنواره موسيقي در ايران هست كه يكي از آن‌ها مخصوص بانوان است

 

چه برنامه اي براي آمدن به فرانسه داريد؟

خيلي دوست دارم با آلبوم "جوهر عشق" به فرانسه بيايم چون استقبال زيادي از اين آلبوم شده است و من فكر مي كنم در اين كار نوعي نوگرايي هست و اميدوارم ايراني هاي عزيز اين كار را دوست داشته باشند

براي همه ايراني هاي عزيز آرزوي سعادت مي كنم

 

نويسنده  خانم بهناز خوشنويس

مصاحبه کننده آزيتا خرم تهران تابستان  1384

 

 

< Précédent   Suivant >


Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.